|
جمعه 5 خرداد 1391برچسب:, :: 18:53 :: نويسنده : ساده
یــــــــــــــــــــــــــــــاد گرفتم :
گاهی نباید ناز کـــــشید ؛ انتظار کـــــشید ؛ آه کــــشید ؛ درد کـــــشید ؛ فریاد کـــــشید .... تـنـہـآ باید دست کـــــشید و رفت ... !! نظرات شما عزیزان:
خسته تر از آنم
که لیوانی چای آرامم کند آغوش گرم ترا می خواهم در جنگلی ناشناس وقتی که آسمان از لا به لای شاخه ها سرک می کشد.
زيبا ولی هیچ اند افسانه ها
خالی ولی پوچ اند ویرانه ها ساده اما پرزمعنی است کارمن دور اما در ره است آن یار من ... زیبا بود به منم سر بزن ![]()
![]() |